TIGblogs TIG | TIGblogs GROUP TIGBLOGS LOGIN SIGNUP
T o P o L
T o P o L
« previous 5


تست فيلتر سه گانه!
About this event: Blog Action Day 2008

Translations available in: English (original) | French | Spanish | Italian | German | Portuguese | Swedish | Russian | Dutch | Arabic

تست فيلتر سه گانه!

در يونان باستان ، سقراط تا حد زيادي به دانشمندي اشتهار داشت. روزي يكي از آشنايان فيلسوف بزرگ به ديدارش آمد و گفت : مي داني درباره دوستت چه شنيده ام ؟

سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن ، قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذراني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي گويند.

آشنا پرسيد: فيلتر سه گانه ؟

سقراط ادامه داد: قبل از اينكه با من درباره دوستم صحبت كني، شايد بد نباشد كه چند لحظه صبر كني و چيزهايي را كه مي خواهي بگويي فيلتر كني . به همين خاطر به اين امتحان، تست فيلتر سه گانه مي گويم.

اولين فيلتر، حقيقت است. تو كاملا مطمئني مطالبي كه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و...

سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.

حالا دومين فيلتر را امتحان مي كنيم، دومين فيلتر نيكي است. چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟

مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس .... .

سقراط ادامه داد: خُب، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي. هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده: فيلتر فايده. مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟ مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.
سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگويي نه حقيقت است نه خوبي دارد و نه فايده اي دارد، پس چرا اصلاً بگويي ؟؟؟


September 29, 2008 | 12:41 PM Comments  0 comments

Tags:


فقر
About this event: Blog Action Day 2008

Translations available in: English (original) | French | Spanish | Italian | German | Portuguese | Swedish | Russian | Dutch | Arabic

-2. فقر
معضل فقر يكي از مسائل و مشکلات مهم زندگي بشري بوده است كه در گذشته و حال مورد توجه محققين و انديشمندان اقتصادي، اجتماعي، سياسي، و فرهنگي است.
سير تاريخي مطالعه و بررسي موضوع فقر به نظريه ها و تئوري هايي چند در اين خصوص اشاره دارد؛ بر اساس تئوري گذار جغرافيايي که در سال 1979 ميلادي و توسط فاندرتاک و همکارانش مطرح گرديد، به موازات آنکه جوامع توسعه يافته مي شوند، نخست نرخ مرگ و مير در آنها کاهش مي يابد و سپس نرخ زاد و ولد کم مي شود؛ که در نتيجه ميزان جمعيت با نرخ مشخصي شروع به کاهش کرده و يا ثابت مي ماند. از سوي ديگر، تئوري توسعه روستو پيشنهاد مي کند که جوامع از فاز هاي اقتصاد امرارمعاش گونه که يک مرحله گذار و شرايطي است که به واسطه تخصص، مازاد براي تجارت وجود دارد، به فاز جهش براي بلوغ مي رسند که ناشي از تنوع، مصرف انبوه و بخش خدماتي حاکم است.
اما هنگامي که جوامع توسعه مي يابند، تمايل دارند تا از منابع خود بيش از پيش بهره برداري کنند، در نتيجه پايه و اساس منابعي را که از آن تغذيه و استفاده مي کرده اند، نابود مي سازند. تئوري محيط کونزنتز کرو بحث مي کند که همين که جوامع از يک سطح درآمد سرانه بحراني عبور مي کنند، به نسبت درآمدشان، کمتر محيط را آلوده مي کنند.
تئوري هاي فوق اين اميد را ايجاد مي کنند که به موازات توسعه جوامع، موسسات نيز توسعه يافته، ميزان جمعيت رو به ثبات رفته و ميزان فقر و گرسنگي کاهش مي يابد؛ همچنين، نيازهاي اوليه افراد بهتر برآورده شده و آموزش و سلامت افزايش مي يابد.
با اين همه، شواهد تجربي از پنجاه سال گذشته حاکي از آن است که نوعي واگرايي رو به افزايش ميان سطح درآمد طبقات فقير و ثروتمند در حال شکل گيري است؛ تا آنجا که کشورهاي با جمعيت بالا و دچار مشکل گرسنگي، در يک چرخه جميعيتي-گرسنگي گرفتار شده و کشورهاي با درآمد کم، در چرخه فقر به دام افتاده اند (Gupta, 2004, p. 407).
اکنون، متأسفانه بيش از 980 ميليون نفر که 19 درصد از جمعيت کشورهاي در حال توسعه را تشکيل مي دهند، با درآمدي کمتر از يک دلار در روز، در فقر کامل به¬سر مي برند (United Nationsb, 2007, p. 6). اين آمار فقط به فقر درآمدي اشاره دارد و چنانچه فقر قابليتي را نيز در نظر بگيريم (Mahmoudi, 2006; McKinley, 2006, p. 1)، تعداد افراد فقير اين کشورها تا حد زيادي افزايش مي يابد. بر پايه گزارشي ديگر، در شرايطي که 900 ميليون نفر از مردم در کشورهاي در حال توسعه در فقر درآمدي به سر مي برند، 1.6 ميليارد نفر آنان دچار فقر قابليتي هستند (HDR, 1996) و اين روند ممکن است افزايش يافته و پيچيده تر گردد.